هم فاله هم تماشا

تصور کن به تازگی پست کارشناس تولید محتوا را در شرکت حقوقی از آن خود کرده ای. از تو میخواهند که برنامه یک روز اینستاگرام را بچینی.
چند پیشنهاد به تو می دهند اما دستت را برای تولید محتوا باز می گذارند.

از بین پیشنهادها کدام را انتخاب می کنی؟
۱) نوشتن از قوانین حقوقی
۲) پاسخ گویی به سوالات کاربران
۳) معرفی خدمات شرکت
۴) بازنشر اخبار حقوقی

بهتر است کمی با هم این مورد را بررسی کنیم. قوانین حقوقی نه تنها برای شبکه های اجتماعی بلکه برای انتشار در سایت هم جذابیتی ندارند. سوالات کاربران، خدمات شرکت و اخبار جالب تر به نظر می رسند، البته بستگی به آن دارد که چگونه محتوایی برای آن ها آماده کنی.
بیشتر افراد، هر گزینه را به صورت مجزا به کار می برند، شاید بهترین کار ترکیب ۲ یا ۳ مورد از آن ها با هم باشد. این طور فکر نمی کنی؟

کپی رایتر خنداننده شو

اینبار تصور کردن برایت راحت است، خاطرت هست که تو کپی رایتر یک شرکت هستی که خدمات تغذیه ارائه می دهد. طی بررسی هایی که داشته اید به این نتیجه رسیدید که میزان طنز پیج اینستاگرام پایین است، از تو خواسته شده که روش های افزودن مطالب سرگرمی به را شناسایی کنی.

ساده ترین راه حلی که میتوانی ارائه دهی، افزودن پست ها و استوری های خنده دار است.
اما حالا که با هدف پیج و مخاطبان آن آشنا شده ای، میدانی که این کار اصولی نیست و بازخوردی که خواهی گرفت را دقیقا میدانی.

راه حل بعدی آن است که به مطالب آموزشی و نوشته ها طنز اضافه کنی، اما این کار هم خیلی سخت است، تو به عنوان یک کپی رایتر چگونه میخواهی طنز بنویسی؟

کپی رایتر زیغی

خودت را در این وضعیت تصور کن؛
دو روز است که به عنوان کپی رایتر استخدام شدی، هنوز به چم و خم کار وارد نیستی اما مدیریت میخواهد برای معرفی یک ویژگی محصول، متنی بنویسی. نکته عجیب اینجاست که تا به حال بارها این ویژگی معرفی شده اما همچنان ناشناس باقی مانده است.

ابتدای کار با خودت فکر میکنی که ساده است اما متن های قبلی را که میخوانی تازه متوجه میشی اوضاع از چه قرار است. هر متن گنگ تر از متن قبلی!

میتوانی بدون چون و چرا شروع به نوشتن کنی یا آنکه فرصتی یک هفته ای برای بررسی ویژگی و مخاطبان تقاضا بدهی.
بخش اعظمی از افراد ترجیح می دهند همان لحظه شروع به نوشتن کنند و فقط تعداد معدودی هستند که به مخاطب هدف و آشنایی با محصولات اهمیت می دهند.
غافل از اینکه برای تولید یک محتوای تاثیر گذار و خلاق نیاز به شناخت مخاطب و محصول است.

ریش و قیچی به دست تو است

تصور کن، یک برنامه نویس هستی اما چند ماهی است که به جای کد نوشتن، اینترنت، نیازمندی ها و خلاصه هر جایی که بتوان شغلی پیدا کرد را زیر و رو میکنی. افسوس که هر چه بیشتر میگردی، کمتر پیدا میکنی.

قلک بانکی ات هم این حرف ها سرش نمی شود، سر و صدایش دارد به هفت آسمان می رسد. در حال حساب و کتاب هستی که زنگ واتس اپ حواست را پرت می کند، با بی حوصلگی گوشی را نگاهی می اندازی؛ دیدن پیام همکار سابقت همان و عصبانی شدن همان
با خودت میگویی: او چه فکر کرده که چنین آگهی را برایم فرستاده؛ کپی رایتر؟!
من سال هاست که نوشتن را بوسیده ام و سر طاقچه گذاشت ام.

گوشی ات را کنار میگذاری اما تمام روز را به نوشتن و آن آگهی فکر میکنی.
یا باید رزومه بفرستی و امتحان کنی یا همچنان به گشتن ادامه دهی. تصمیم با توست

ترس ها را نشانه روید

نشانه رفتن ترس ها شاید بیرحمانه به نظر برسد اما اکثر ترس ها زاییده فکر ما هستند، من به آن ها توهمات منفی می گویم.
تا حالا فکر کردید که مخاطب از چه ویژگی محصول یا خدمت شما می ترسد؟
ممکن است تجربه چند نفر یا حتی خیال پردازی ذهن او به این ویژگی جان داده باشد.
اجازه دهید موضوع را با مثال شفاف کنم، اکثر افرادی که می خواهند لاغر شوند از سختی مسیر کاهش وزن می ترسند، کمی حق دارند، راحت نیست اما نه آنقدر که تصور می کنند.

برای شروع یکی از ترس های مخاطب را انتخاب کرده و از دیدی متفاوت به موضوع نگاه کنید، فراموش نکنید محتوای شما باید این ترس را محو کند.
صادقانه صحبت کنید، مخاطب صداقت کلام را حس می کند.

لطفا چند دقیقه سکوت

آسمان به زمین نمی آید اگر گاهی سکوت کنید، چرا می خواهید مدام گوینده باشید؟

برای یکبار هم که شده دست از سر تولید محتوا بردارید، خودتان و بقیه را هم به دردسر نیاندازید. من بیشتر اوقات همین کار را انجام می دهم، به ویژه زمانی که با کمبود محتوا مواجه هستم.

ابتدای کار باید صبوری را تمرین کنید اما مطمئن باشید که بهترین نتیجه را خواهید گرفت. اگر مخاطب هایتان را بشناسید استفاده از این روش ساده است. فقط یک سوال از آن ها بپرسید و تمام.
توضیح اضافه ندهید، صبور باشید، آن ها محتوای مورد نیازتان را تولید می کنند. زیباتر از چیزی که انتظارش را داشته اید. کافیست به مخاطب هایتان اعتماد کنید و به آن ها فرصت صحبت بدهید.

 

تکنیک ملا نصرالدین در تولید محتوا

روزی ملا نصرالدين با لباسی کهنه به یک مهمانی رفت. صاحبخانه با دیدن لباس هایش او را از خانه بیرون کرد. ملا نصرالدین رفت، لباسی گران بها به تن کرد و دوباره به میهمانی بازگشت.
اينبار صاحبخانه با روی خوش از او پذیرایی کرد. ملا نصرالدین بر سر سفره نشست، آستين لباسش را گشود و گفت: آستين نو، بخور پلو.

این داستان به ما نشان می دهد هر قدر هم که تلاش کنیم نمی توانیم تاثیر ظاهر را نادیده بگیریم. این مورد در تولید محتوا هم اهمیت زیادی دارد.
خلاقیت در نوشتن فقط بخشی از کار است. اگر از فرمت و طرحی مناسب برای ارائه محتوا استفاده نکنیم، تمامی زحمت ها را به باد داده ایم.
اینفوگرافیک، دوره های آنلاین، کتاب های الکترونیکی و موشن گرافیک برخی از فرمت های تولید محتوا هستند.

از آخر شروع کن

انگار ابتدای هر کار ساخته شده برای سردرگم کردن، اگر صحبت از تولید محتوا باشد اوضاع وخیم تر هم می شود. صدها سوال به ذهنت هجوم می آورد که از کجا شروع کنم؟ چه متنی بنویسم؟ چطور منتشر کنم؟ چه عکسی انتخاب کنم؟

حق داری، در دنیای که پر شده از پیام های تکراری و خسته کننده، متفاوت بودن هنر است. همه می خواهند خلاقانه و به زیباترین حالت ممکن پیام خود را به مخاطب بگویند.

عده ای باور دارند برای رسیدن به این تفاوت باید تاوان داد، پس شروع می کنند با جوایز رویایی و تخفیف های ضرر بار، خودشان را به آب و آتش می زنند. غافل از آنکه در گوششان را پنبه گذاشته اند و صدای مخاطب را نمی شنوند.

تو اگر میخواهی متفاوت باشی از آخر شروع کن. بلند شو، چند قدم آن طرف تر، به جای مخاطبت بنشین، کسی که قرار است محتوای تو را ببیند.

حالا دوباره نگاه کن، نیاز و خواسته تو چیست؟ اگر چنین محتوایی را به خوردت دهند، چطور رفتار میکنی؟

میبینی؟ سخت نیست، مشکل اینجاست که ما عاشق حرف زدن هستیم، گوش دادن را یاد نگرفته ایم…

 

انسان های اولیه چاق بودن یا لاغر؟

تا حالا بهش فکر کردید؟ از آن سوال های عجیب و غریب است که همیشه به دنبالشان می گردم.

وقتی به ذهنم رسید بی معطلی به دیدار جناب گوگل رفتم، چشم هایش گرد شد اما به روی خودش نیاورد، چند دقیقه بعد شروع کرد به سخنرانی: «ما شاءالله اجدادتان چه قد و بالایی داشتند. جزء قشر مرفه جامعه هم که بودند…»

حرف هایش که تمام شد به پستم با یک پاراگراف دردناک خاتمه دادم؛ «سازمان بهداشت جهانی، چاقی رو از سال ۱۹۹۷ میلادی، به عنوان یه اپیدمی جهانی معرفی کرد، یعنی یه چیزی تو مایه های کرونا به همون میزان خطرناک اما قابل کنترل و درمان»

چند روز بعد پست را منتشر کردم، بازخورد چنین مطلبی قابل حدس است، کاربران برای ساعت ها درباره چاق، لاغر، ورزیده و حتی خورد و خوراک انسان های اولیه صحبت میکردند.

بعد از آن متوجه شدم که سوال های عجیب، محتوای خلاقانه خلق می کنند.

خلاقیت خواب است، لطفا در نزنید

باور کنید یا نه، خلاقیت هم گاهی به خواب میرود. همین امروز بود که هر چه در زدم جواب نداد. من سمج تر از این حرف ها هستم که بی خیال شوم. میدانستم خانه است پس چنان سر و صدایی به پا کردم که ۳ متر به هوا پرید. کمی خودخواهانه بود اما چاره ای نداشتم روی کمک و ایده پردازی اش حساب کرده بودم. مثل همیشه سر بلندم کرد…

دلیل این رفتارش را میدانم و حق میدهم، من بین روزمرگی ها و خستگی فراموشش میکنم، بعضی روزها حتی حالش را هم نمیپرسم. به امان خدا رهایش میکنم و زمانی که سراغش میروم توقع دارم با آغوش باز پذیرایم باشد.

البته فقط من نیستم که با خلاقیت چنین رفتاری دارم، شما هم رهایش کردید غافل از اینکه روزها بدون او کسل کننده اند.

از آخرین باری که به دیدارش رفتید و کاری خلاقانه انجام دادید، چقدر میگذرد؟